![]() |
![]() |
|
| فقط 2 دقیقه!!! |
|
۱)من نمیدونم تو این کوچه ی علی چپ چه خبره که همه میرن اونجا؟؟! چه حرص داره وقتی میبینی همه شدند جزو آدم بدا.. اونوقت تو کم میاری..
نیازمندیها (فوری):به یک عدد کلاس آموزش دریده گری(deride) همراه با دبیران مجرب نیازمندیم!! ۲) جای اینکه دستت رو بکنی تو جیب این و اون دستکش هاتو دستت کن! عینک شب رو هم گذاشتن واسه چش چرونی! فقط بدیش اینه که رو دماغت جا میندازه! timberlandهاتو هم پات کن.برفهای آب شده چاله ها رو پر کرده اند.میدونم که از تو چاله ها میری..مواظب باش از تو چاه نری!!هر چند کله شق تر از این حرفایی... ۳) گدایی که توجیه نمیخواد! جدیدا هم که شده جزو مشاغل شریفه!فقط میتونم بگم اگه آرزوها اسب بودند,گدا ها بهترین سوارکارها بودند!!! ۴) به قول ملا نسرین الدین آدم با این چشمای به این کوچیکی چه چیزای بزرگی رو میبینه!یه نیگاه به دور و برت بندازی همه جور شخصیتی رو میبینی.. از فرشته ی مثلا مهربون! گرفته تا خرس مهربون! و ژینا همون جوجه اردک نق نقو در نقش وجدان شیر فرهاد که به خواب زمستونی رفته! و حتی اون دلقک توی سیرک که پینو کیو رو به خنده وا میداشت.فقط تغییر جنسیت داده و با تعهد به محل کسب دانش رفته!!!!!!!!! ۵) بهش بگو کفش هاش رو دربیاره.خدا رو چه دیدی؟ شاید حلقه تو پای چپش باشه!! واما.. ۶) میدونی دارم به چی فکر میکنم؟ به یه کاربن واسه زیر چرک نویس هام!
|
|
+ از زیر دست در رفته
حوالی ساعت 19:27 از دختری بنام ب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
صدای زنگ قافله را میشنوی؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
ارتباطات(دکتر امید مسعودی) خبر نگار سایت رسمی دانشجویان دوره دکترای تخصصی علوم ارتباطات ارتباطات واسه برو بچ روزنومه چی! آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|