![]() |
![]() |
|
| فقط 2 دقیقه!!! |
|
بازم فکرشو بکن...
۱) هر کاری کردم دیدم نمیشه! این بود که محموله رو پر کردم از معلومات از دست رفتنی و شدم کانهو امام محمد غزالی!! (پس فرداس که هر کی از راه برسه گیر بده و بگه خود بزرگ بینی داره! نه! من خود بزرگم. خود بزرگ بینی ندارم!) ۲) یکی جلوی منو بگیره !! باز افتادم تو سر پایینی.. اونم سر پایینی این کوه سپید پای در بند! راستی ظهرها سایه ی وسیله ی ایاب و ذهاب می افته رو ماشین بغلی و من به این فکر میکنم: ای کاش حذف کرده بودم. ۳) این هفته شبا شاهد خیلی چیزا بودم!..شاهد خشک شدن لباس رو بند رخت.. شاهد برگه های جزوه ی پخش و پلا شده .. شاهد دنبال بازی عقربه های ساعت!.. و شاهد خداحافظی ستاره ها با شب. با امشب ۴ شبه که شاهد شده ام!!.. دریغا.. دریغ از یه کلمه!!!! ۴) یه بنده خدایی میگفت که جزوه رو روی جورابش خالی کرده بود و همون جوراب رو از پاش درآوردن و صورت جلسه اش کردند!! خدا زنده نگه داره نفر جلویی رو تا کار آدم به این جور جاها نکشه! ۵) شنیده ام فرشته ی مثلا مهربون لات شده! با امدادهای غیبی دست به یکی کرده!!! ۶) راستی .. از (بعدا) هایی که در کار نیست بگو! از بعدا های یه تازه به دوران رسیده که پشت سر هم قطار میشن و ظالمانه تو ذوق یکی میزنه! .. نه حاجی! Brown کردن این و اون هنر نیست! کسی هم که به خیالش رسیده صادق هدایته و با بقیه مردم فرق داره هنرمند نیست!! کاش میتونستم اون نقاب فرشته رو از رو صورتت بردارم..حاج آقا.!! ۷) تا حالا ملا نسرین الدین رو با چشمای گریون ندیده بودم! .. خدایا! ما رو تا ترم ۸ گرفتار جلالی ..انیشتن زمانه..این نوه ی فیثاغورث ..! این آلبالو ..این شفتالو !! نکن..الهی آمین! ۸)به نظر تو قیافه ام تابلوه؟ .. نه! من مراقبم مراغب رو از نون خوردن نندازم!! و اما..نتیجه ی اخلاقی: یادم بندازید بعدا بهتون بگم!!
|
|
+ از زیر دست در رفته
حوالی ساعت 19:51 از دختری بنام ب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
صدای زنگ قافله را میشنوی؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
ارتباطات(دکتر امید مسعودی) خبر نگار سایت رسمی دانشجویان دوره دکترای تخصصی علوم ارتباطات ارتباطات واسه برو بچ روزنومه چی! آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|