تبليغاتX
فکر کن تنهایی!! - سوزن بودن چه آسونه!
فقط 2 دقیقه!!!
همه میدونن که ...

۱) یکی از دست به قلمها تو یه مصاحبه تلویزیونی درباره علت هجوم زیاد مردم کشورمون به مطالعه و کتاب خونی میگفت:همه ما دوست خوبمون رو فراموش کردیم.بعضیهامون هم گمش کردیم...

من خودم به شخصه مدتهای مدیدی ست چند  که دارم با مکاتب صادق چوبک و داداش عباس معروفی دنبال بازی میکنم ! گاهی هم دست و پنجه نرم میکنم.. ولی هنوز باهاشون دوست نشده ام!

۲) جانمازهای آبکشیده رو باد برد!! دنبال یه شغل جدیدم.ای ی ی...دل غافل !! حالا دیگه (ب) مونده و حوضش که داره عین ماهی از دستش لیز میخوره.راستیتش...نمیدونستم رسیدن به تو مثل دویدن دنبال خرگوشهاست! یا پیدا کردن یه مورچه توی یه روز بارونی... تو رو خدا دیگه سوزن نشو قاطی کاهها.!

۳) ابوی میگه: هر کی از اهل خونه اش(مامانم اینا!) قهر میکنه میره خواننده میشه...!

ضبط ماشین رو vol میدم و در حالی که خواننده اش رو نمیشناسم حرف ابوی رو تایید میکنم و این دی جی های جدید رو یکی یکی می شمرم...آه..

۴) با چه افتخاری سینه صاف میکرد..غرور تو چشماش به آدم دست تکون میداد. منتظر بود بازم ازش سوال بپرسن ( که نپرسیدن!)  .. از توزیع اعلامیه شروع شد و بعدها به عنوان یه زندانی سیاسی صابون زندان اوین به تنش خورده بود.(ماله سی سال پیشه ها..!!) الان ۵۰ ساله میزد .

واقعا ارزشش رو داشت؟چی باعث شده حالا این جوری این قدر مصمم به گذشته ات افتخار کنی؟(این فقط یه سواله!) اجرت پیش خدا محفوظ.. خداییش نقش جو واگیردار زمونه چند درصد بود؟... اگه الان از این جور حرکات استقبال نمیکردن بازم به گذشته ات افتخار میکردی؟!..(و سوالات نپرسیده پشت سر هم قطار میشدن...)

                      

+ از زیر دست در رفته  حوالی ساعت 16:26  از دختری بنام ب |